دیگه بیدارم

متاسفانه وب قبلی بنده یعنی "خوابم میاد" ترکید و الان دیگه بیداریم. ولی شاید بعضی وقتها خوابم بیاد.

دیگه بیدارم

متاسفانه وب قبلی بنده یعنی "خوابم میاد" ترکید و الان دیگه بیداریم. ولی شاید بعضی وقتها خوابم بیاد.

نظری ندارم

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۱۴ ب.ظ

راستش من چیز برای گفتن تو این روزها ندارم. دارم ها ولی میدونم که اگه بگم اول یه عده بیکار بی‌سواد که از اکسپلور ایستا به اکسپلور بیان مهاجرت کردند، میاند جوری با فوش جوابت رو میدند که با خودت میگی که ازادی بیان واقعا چیه؟

بعدش ادم حسابی ها میاند جلو که لای تاریخ قطور ایران رو خوب باز کردند. با اینکه اینها هم دو جهبه میشند و اگه به هرکدوم جواب بدم. از نظر اونها متعلق به اون یکی طرف ام. ولی بحث کردند با اونها بهتر از هرچیزییه. شاید باعث بشه به خودت شک کنی.

 اره، دنیای قاطی پاتی شده. یعنی بود فقط داره خودش رو بهتر نشون میده.

از طرفی هم نمیخواستم چیزی بگم چون میخواستم بین پستهای سالهای مختلف ردی از 1404 نباشه ولی انگار 1404 میخواد که این وسط باشه وگرنه من رو خفه میکنه. فکر کنم این سال ماری بود که ما رو گزید. فکر کنم این زودیاک چینی به درد ما ایرانی ها نخوره. و همون طور که میدونید مار خیلی نشانه  خوبی تو  ادبیات و اعتقاداد ایران نیست. 

البته در مورد سال بعدی که سال اسب هم هست نمیشه همچین چیزی گفت. چون یا باید بلد باشیم این اسب وحشی رو رام کنیم یا اینکه بشینیم و با یورتمه هاش حساب مون رو برسه. اینکه اسب اهلی دو دستی بدند دستمون هم زیادی خیلاتی هست.

من دوست نداشتم با پستهای قدیمی حالتون رو خراب کنم یا اینجور دیده بشم که هیچ اهمیتی به این اوضاع نمیدم. به خاطر همین تاریخ و ساعت رو دور میزنم تا تو اکسپلور بیان یا همون وبلاگ های بروز شده، دیده نشه.  همین که دنبال کننده هام ببیند برام بسه. 

این وضعیت هم احتمالا تا هفته بعدی هم ادامه پیدا کنه. چون دیگه یه عده هم شورش رو در اوردند. از یه طرف کسایی میگند ما حقمون خورده شده و ازادی بیان و فلان میخوایم. بعد همون یه عده همین رو بهمونه میکنند و میرند به اعتقادات یه بی زبونی، بی احترامی میکنند. و اینجوری دقیقا مثل یه نفر دهن هردو طرف رو با نوارچسب میبندند و کاسه هاشون رو تو سر ما خرد میکنند.

پ.ن: الان یکی میاد به چرت و پرتهام نظری میده که اشتباه فکر میکنی و فلان. باشه، هرکی یه فکری داره و تا زمانی که به روی کاغذ نیاره، نمیتونی متهمش کنی و بس.

پ.ن2: راستی پستهای 1402 از وبلاگ قبلیم، تموم شد. نمیدونم کی بریم 1403 شاید ماه بعدی. اگه باشه. اگه بودم. 

  • ۰۴/۱۰/۲۵
  • سارا زی زی گولو بلاسم

نظرات  (۵)

  • الینا تیزرو
  • عزیزم🫂:)

    من که به شخصه این حس رو ازت نگرفتم و مشخص بود فکرت درگیر هست

    تونستی فعالیت کن حتما به حرف ها توجه نکن 

    دقیقا بحث کردن با کسی که سواد نداره آب تو هاونگ کوبیدنه..باز با آگاها و باسوادا وقتی صحبت کنی یسری چیزا یاد میگیری باعث میشه بخونی تحقیق کنی..

    پاسخ:
    چرا دقیقا تو گرفتی، خخخخ. ولی جدا از شوخی، شما عزیزید و ممنون از حرفهای خوب تون. باشه اگه تونستم،چشم :*
  • سهو روشنیان
  • حرفتو بزن همیشه...

    خوبه که نوشتی...

    پاسخ:
    چون شما گفتی، چشم. سه نقطه زیاد دوست داری؟ من رو یاد اون زمانی می اندلزه که همیشه این رو :/ تو پستهای بیانم میزاشتم. خیلی دوستش داشتم. خخخ

    سارا هرکی هر چرت و پرتی گفته واسه خودش گفته. ماهایی که می شناسیمت می دونیم چقدر دغدغه مند هستی. بعدش جدای از اینا اینجا وب خودته. شخصیه. هر چی دلت میخوااااد میتونی بنویسی و کسی که مشکل داره باید جمع کنه بره. 

    پست هات رو بذار. می خونیم و لذت می بریم.

    پاسخ:
    ممنون اما برای حرف های خوبت. درسته من بجز شما کی رو دارم. از طرفی هم همه رو نمیشه راضی نگه داشت. ترسیدم گفتم شاید به محیط و احوال مون نخوره و زیادی شاید باشه، باعث ناراحتی یه عده بشه. پس خواستم خودم رو روشن کنم. چون شما هم گفتی، سعیم رو میکنم. 
  • الینا تیزرو
  • عزیزمم نه اصلااا 🥹 قربونت برم کلیی🩷🩷

    پاسخ:
    کلییییی موچ بهت :*
  • سهو روشنیان
  • سه نقطه از نظر نگارشی نادرسته برای ته جملات؛ ولی برای من این معنا رو می‌ده که جملاتم ادامه دارن و حس بیان کردنش نیست و مخاطب هم حوصله خوندنش رو نداره...

    پاسخ:
    عجب‌. جالب بود.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی