انیمه بانگو و کیمیاگر همراه با یه انیمه کاراگاهی دیگه
برای شب یلدا تون و روزهای امتحانی تون که حوصله درس خوندن تا شب داشته باشید. دو تا انیمه از سال ۱۴۰۰ وبلاگ قدیمیام اوردم.

خیلی حیف که ندید و خیلی حیف که فصل دوم نداره ولی همین یه فصل شون هم چیزی از خوب بودن شون کم نمیکنه.
این دو تا انیمه های سال پیش بودند ولی من تو عید سال بعد یعنی عید ۱۴۰۰ دیدم،خخخ.
یکی از این، یکی از اون تا سحرخیز باشم و به ساعت ۸:۳۰ عادت کنم ولی تا ساعت ۹:۳۰ تو تخت بودم پس یکی ش رو میزاشتم برای بعدازظهر تا والدین رو از دست خودم اینقدر عصبانی نکنم :")
با اینکه مثلا قرار بود باهام تموم بشند ولی زیرنویس چند قسمت اخر بانگو تو موبایل نبود، به خاطر همین افتاد بعد عید و دیرتر تموم شد،خخخ.
بفرمایید، از تعریفات و انتقادات بنده در مورد این دو انیمشین زیبای ژاپنی.
انیمه اولی که بهتون معرفی کنم، یه انیمه 13 قسمتیه که اسم ش هست بانگو و کمیاگر به ژاپنی Bungo to Alchemist

سراغش رفتم نه به خاطر ژانرش بلکه به خاطر داستانی که داشت بود. میتونم بگم این انیمه یه دانش ادبیات ژاپن بود که بیشتر روی نویسنده های بزرگی مثل ریونوسکه اکتاگاوا و اوسامو دازای (اول اسم شون رو نوشتم بعد فامیل شون رو -__-) کار کرده.
تو انیمه خیلی قشنگ رمان یا کتاب نویسنده یا شاعر رو معرفی و خلاصه میکنه، بعدش وارد کتاب میشدیم و اونجا کتاب و نویسنده یا شاعر رو بهتر میشناختیم.
مثل این بود که نویسنده و شاعر روح و خون ش رو برای اون کتاب گذاشته باشه، به همین دلیل که یه شاهکار درست میکنند.
شاید اول ش که نگاه کنید، بگید که مسخره است. چون رده سنی ش دقیق یادم نیست ولی میدونم که پایین 18 هستش و تو اوایل فقط دارند یه کار رو انجام میدن، ولی داستان تو قسمت چهارم شروع به باحال شدن میکنه (این رو از کارتون میراکلس تجربه کردم که باید زمان داد :))
نه مانگا داره و نه رمان، در اصل یه بازی، به همین اسم با همون مضمون و شکل شخصیت هاش.من خواستم بازی کنم ولی دیدم کلا ژاپنی پس به خودم قول دادم برم ژاپنی بخونم بعد برم سراغ ش.


همه نویسنده و شاعر های این انیمه پسر اند. کلا شخصیت زن حضور نداره. علتش رو نمیدونم، شاید به بازی ربط داشته باشه.
یه مانگا هم داره، که فکر کنم مانگا جدایی باشه چون انچنانربطی به داستان اصلی نداره :)
و یادتون باشه خیلی به اکتاگاوا دقت کنید و یادتون باشه که اقای اکتاگاوا از سگ ها بدش میاد حتما یادتون باشه.
فرقی که با سگهای ولگرد بانگو داره اینکه روی روابط واقعی نویسنده و خود واقعی نویسنده ها رو به تصویر کشیده و یه چیز باحال دیگه اسم هر قسمت اسم کتاب نویسنده است که قرار بهمون معرفی بشه، هستش.
و اخر قسمت هم در مورد خوراکی صحبت میکنند، چون برای افرینش یه شاهکار به غذا خوشمزه نیاز داری. خخخ
من عاشق لباس هایی که تو کتابخونه پوشیدن اند ام خیلی باحال اند همه هم یه چرخ دنده دارند. جالب که اخرین کتابی که رفتیم توش "چرخ دنده" بود

از اینکه به وسیله یه انیمه فهمیدم دازای و اکتاگوا کیه و چرا این قدر مشهور اند، خیلی خوشحالم. بهم یاد اوری کرد که چرا ادبیات رو دوست دارم و چرا ادبیات انقدر باحال.
شاید برای تون باحال نباشه، مثلا جنگش کمه یا کارهاشون تکراریه و فلان. این انیمه برای دوستداران ادبیات خوبه، نه برای همه.
اندر حوالات بازیگوشی های زیزی و تیتراژ آغازین:
_این یکه که نه مانگا داشت نه رمانی
باز اپنینگ چه اسپویلی داره که ؟؟
همون لحظه تیتراژ :

+خب راستش اپنینگ از اول اسپویل داشته، البته سر قسمت اخرخیلی کرک و پرم رو ریخت. کلا داستان پشم ریزونی داشت. پس به تون توصیه میکنم تیتراژ اغازین رو اصلا از دست ندید.
امیدوارم فصل دومی داشته باشه و ناکاجیما هم اونجا باشه (میخوام ببینم ش خب)
حالا بریم یه گوشه ای بشنیم تا قسمت مورد علاقه ام رو بگم. راستش همه ش باحاله ها.
اولین قسمت مورد علاقه ام:
قسمت چهارم
(انگار خیلی دوستش دارم) چون ادبیات، نویسنده ها، شاعر ها و کتاب ها چه نقشی در زندگی مون دارند رو به خوبی نشون داد. البته کلش این رو نشون داد. ولی این قسمت خیلی خوب بود، مخصوصا دازای رو خیلی خوب معرفی کرد.

قسمت هفتم
این یکی هم رمان پرده جهنم اثر اکتاگاوا رو خیلی قشنگ نشون داد. تا حالا دید دشمن ت یا کسی که ازت بد ت بیاد کاری رو از عمد کنه که تو رو بکشه بالا؟؟ راستش اون دشمن ت نیست در واقع دوست و همدمی که بهترین ت رو میخواد حتی اگه زجر اور باشه.

قسمت نهم
درمورد اوسامو دازای، خودش، دوستاش، زندگی ش، کتاب هاش به خوبی نشون داد. و صد البته نشستن پازل اکتاگوا!!

قسمت دوادزهم و سیزدهم
در مورد اکتاگوا ست و همچنین حل معمایی که تو داستان به وجود اومده بود.

و تمام.
دوستدارم در مورد نویسنده های ژاپنی هم مطلب بنویسم. البته براش حتما وب خوب و عالی وجود داره، حتما وجود داره. چون دوست داران ژاپن انقدر ها هم کم نیست
ممنون که خوندید، حالا بریم اون یکی انیمه کاراگاهی.
این انیمه رو من اسفند 1399 نگاه کردم یه انیمه 11 قسمتی که هر روز یه قسمت ش رو میدیدم، ولی قسمت اخر ش چون زیرنویس فارسی نداشتیم، از روی تنبلی موند برای 14 فروردین 1400 خخخ.
انیمه خوبیه فقط برای ژانر ش که کمدی و رمز الود و کاراگاهی بود رفتم سراغ ش، یعنی همون چیزه که میخوام. اسم ش به ژاپنی میشه
Fugou Keiji: Balance:Unlimited

این انیمه مانگا نداره. از روی یه رمان به نام کاراگاه میلیونر اقتباس شده. یه رمان چهار جلد به نویسندگی اقای تسوتسوی یاسوتاکا (yastutaka tsutsui) و البته بجز انیمه، یه سریال دو فصل هم ازش اقتباس شده.

داستان این انیمه در مورد اقا پسری به نام دایسکه است که مثل بتمن پول از کنده اش بلند میشه، یه عالمه وسیله جاسوسی و اخرین تکنولوژی دستشه و به دنبال راز خانوادگی ش میگرده. به همین دلیل میاد ژاپن و جز اعضای کاراگاهان نوین میشه.
شخصیت دوم مون هارو هست که یه جورایی مثل سوپر من و اعتقاد داره که همه چیز پول نیست.
به گفته نویسنده انیمه "هارو" تو رمان اصلی حضور نداره. اونجور که از اقتباس های دیگه اش فهمیدم داستان رمان بیشتر روی دایسکه کامبه یا همون شخصیت اصلی میچرخه.
وسایل باحال الکترونیکی، هک کردن چراغ های راهنمایی و باحالی شخصیت های فرعی چیزی بود که داستان رو باحالتر میکنه.
تا حالا شده از خودتون بد تون بیاد و یهو یه شخصیتی وارد زندگی تون بشه و شمار و از این تصور خارج کنه و بهش لقب فرشته نجات بدید؟؟ برای من بوده و اون فرشته نجات خانم سوزوئه کامبه است. (به خاطر اینکه تیپ شخصیتی مون مثل هم بود ) و بعضی وقت ها اگه ایشون نبود، این دو تا پسر کاره ای نبودند، به همین دلیل که یکی از شخصیتهای اصلیه.

به نظرم انیمه اینو میخواد بگه که حتی اگه گنج هفت دریا رو داشته باشی بدون دوست، حتی اگه یدونه باشه، بدون اون نمیتونی کاری بکنی. اره دوست و یا همراه مهم هست و منظورم کل شخصیت هایی که توش حضور داشت.
راستی یه کانال خیلی خوب ایستاگرام میشناسم که همه اخبار و فکت های این انیمه باحال رو دربرگرفته. من با اون کانال با این انیمه باحال و فکت هاش اشنا شدم. (البته الان داره از موریارتی وطن پرست میزاره، پس برای این انیمه برید پست های اخرش)
یکی از پست هاش که میخوام بزارم مثل استر اگ تو این انیمه میمونه

این رو اگه مثل من طرفدار مردان سیاه پوش باشید تو هوا زدید هی هی.

منبع رو بنگر

دو تا هم من بگم:
این بچه که تو قسمت سوم بودش. بعد اتفاقات داستان، تو قسمت اخر، که فکر کنم یجورایی بهشون کمک کرده حضور داشته.


اون یکی هم اینه: این لباسی که کامبه میپوشه و قدرت ضربه رو بیشتر میکنه ولی در عوض ضربه ای که بهت بخوره رو بیشتر تر میکنه و... این لباس هم خیلی شبیه به تواناییی خود لباس پلنگ سیاه بود.

باور تون میشه صداپیشه داسکه کانبه اولین کارش بوده و در اصل یه رقصنده است. مردی که تو اپنینگ داره میرقصه در واقع الهام گرفته شده، یکی از رقص های ایشون، یعنی یوسوکه اونوکی.


حالا که داریم از تیتراژ میگم، اینم بنویسم. اول اینکه بعد قسمت اول یا دوم تیتراژ اغازین تغییر کرد. چرا؟؟ فکر کنم مثل من نپسدیدن و چون زود باید میدادند گفتن قسمت های بعدی درست میکنیم یا میخواستن دقت بیننده رو بسنجند یا حالت معمایی داستان رو میخواستن نشون بدن.
وقتی این قسمت از تیتراژ می امد با خودم میگفتم یه عده برای به دست اوردن موفقیت، کافیه اروم راه برن ولی بعضی ها باید بدو اند.

-چرا داری چشم بسته تیتراژ نگاه میکنی
+چون تیتراژ اسپویل میکنه
_ اسپویلی نداشت که
همون لحظه تیتراژ:

تنها مشکلش اینکه خیلی به حالی داستانهای معمایی شرلوک هلمزی یا پوآرویی نیست بیشتر تعقیب و گریز جالبی داره. یه جورایی میشه گفت پلیس اند تا کاراگاه.
خیلی دوست دارم فصل دوم هم داشته باشه. قسمت های باحال از نظر من، -با اینکه رفتار دایسکه رو اعصاب ولی خب محیطی که توش بزرگ شده این شکلی به بار اومده و من نمیگم بچه بدی فقط روی اعصابم پیاده روی میکنه شاید یه نفر پیدا بشه و بگه رفتارش خیلی هم خوبه- همش باحاله ها فقط اگه بگن "برای یه بار دیگه میتونی این انیمه رو نگاه کنی سراغ کدوم قسمت ها میری "منظورمه.
قسمت سوم
چون، اول اینکه شاهد یه همکاری عالی از طرف این دو تن بودیم . دوم، خوشحالی پیرزن هایی که فن ایدل شون بودند و دایسکه لبخند رو بهشون داد. سوم، هارو، از اون چه فکر میکنه باحال تره حتی اگه سوتی بده. چهارم هم به خاطر پسر بچه بود که داستان این قسمت رو میسازه. عزیزم واقعا وقتی احساس به درد نخوری میخوری خیلی بده و برای اثباتش به دنیا حاضری دست به هر کاری بزنی.

قسمت چهارم
بدون تکنولوژی و بدون پول دایسکه چه شکلیه خخخ .خیلی ممنون از این قسمت.

قسمت پنجم
اولین حضور و علمکرد عالیه کاراگاهان نووین البته بازم بود ولی این چون اولی ش بود یه چیز دیگه است. دوستانی که پشت هم اند حتی اگه به فکر شکم ش باشه، به فکر شما هم هست هی هی و همچنین شروع پازل خانواده کامبه.

قسمت نهم
بازم حضور کاراگاهان نوین و همچنین سوزوئه خانم :) و کلا قسمت نهم یه چیز دیگه است برای خودش

قسمت دهم
و بازم یه همکاری خفن از این دو نفر .این خیلی خوبه که کسی باشه که اعتماد به نفس ت و باحال بودند ت رو بهت برگردونه :)

عه تموم شد. ممنون از نگاهتون:*
منبع : ویکی پدیا ، کانال ایستاگرامی unlimitedays
- ۰۴/۰۹/۳۰